پارت نوزده :
صدای آهنگِ محوی از توی کافههای اطراف هم به گوشم میرسید. لبخندی عمیق و جوندار روی لبم نشست. چندثانیه ساکت شدم تا بتونم هضم کنم که چی گفته.
لبخندم رو که دید، صدای خندهی محوِ خودش هم به گوشم رسید. اون پررو بود، پس منم باید پررو میبودم.
- خوشحالی بدونِ قیافه و فقط با زبون چرب و نرمت داری مخمو میزنی نه؟
ساکت شد و سرش رو پایین برد. وقتی دوباره سرش رو بالا آورد جواب داد:
- پس ی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
😅😅🙈
۷ روز پیشهلنا
0وایی اینن پارتت بی نهایت زیبا بودد بی نهایت طوری قلبمو اکلیلی کرد که نمی دونم چطوری بهتر از این توصیفش کنمم مخصوصا با اون آهنگ بی کلام و ملایم 🫠🥲💖
۳ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم هلنا جانم، لطف داری♥️😍
۲ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم قشنگ حان
۲ هفته پیشدلارام
0چقدر این اکتای بدجنسه داره نقش و بازی میکنه وای چرا انقدر شبیه پدرامه اونم ناشناس بود اول وای اینا چرا انقدر خوبن ولی مافیان و بیشتر ب دل میشینن ارون فک کنم مثل مهیاره سنگ انداز داستان
۱ ماه پیش♡Boshra♡
2وای آقاشون منتظرهه🙄😁🌺🤭😎موندن پدرامو انتخاب کنم یا عاصی رو اخه خیلی سخته کمکک🥺🥺☺️😂😘
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزممم😅😅
۳ ماه پیشستاره
1واقعا همینطوره صبا جون هم پدرام هم اکتای هر دو شون جذاب هستن انتخابت عالیه شخصیتشون توی واقعیت رو نمیدونی کین بازیگر هستن یا چی؟؟
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم، لطف داری، والا نمیدونم تشبیه نکردم به کسی
۳ ماه پیشستاره
0واقعا فقط تعریف مبود واقعیته منظورم به شخصیت های عکس پدرام و اکتای بود
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم، والا نمیدونم، از پینترست برداشتم و اسم نداشتن متاسفانه
۲ ماه پیشسهیل۳۰
1اخ اگه بدونی این همون فیس ماسکه ست😁😁😃😃
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نمیدونه که😅😅
۳ ماه پیشنورا
1عالیی بودد🤭💕
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مرسی عسلم
۳ ماه پیش....
1ای خدا این دوتا چقدر شیرین هستند
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
😍♥️
۳ ماه پیشمعصومه
8صبا توروخدا هرکاری میکنی فقط آریل و آرون رو کاپل نکن اکتای خیلی بیشتر بهش میاد😍🥲🥲
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چشم سعیم رو میکنم عزیزم😅♥️
۳ ماه پیشافسون
2آلای قربونت دختر چا دو گانگی جالبی درست گرد بین دیدن یا ندیدن مثل شعر معروف که میگه گر دیده ببیندمگر آیا دل بپسندد واقعا قشنگ طولانی و پر از رمز و راز فکر کنم اکتای دلش میخواد این دختر عاصی رو بیشتر بشناسه و درگیر بشه اونوقت ه که رو نمایی از خودی که با چهره براش دلبر تره یا بی نام و نشان 😋😍🤔
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره همینه دقیقا، ممنون از تحلیلای قشنگت افسون جانم
۳ ماه پیشماهورا
2بچه ها من نمی فهمم مگه این موتور سواره اوکتای نیست که باهاش رفته بیرون ؟,
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چرا عزیزم همونه
۳ ماه پیشازیتا
1اقاشون منو نمیبرع؟؟
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
منم میرم اگه ببره😅😅
۳ ماه پیشNana
7چه قدر جالبه که از یه نفر وقتی چهرشو دیده بدش میاد و ازهمون یه نفر بدون چهره خوشش میاد
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره به نظر خودمم جالبه، اکتای نماد آدمیه که با نقاب روی چهرهش پذیرفته نمیشه و وقتی بدون چهره و خود واقعیشه دوست داشتنی تره
۳ ماه پیششیوا
2پس درواقع عاشق اکتای نیست که تا اسمش اومد ناراحت شد که چرادست ازسرش برنمی داره اون فقط عاشق هیجان. اینطورنیست؟
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نه قشنگم، فعلا اصلا عشق میست ولی خب خوشش میاد
۳ ماه پیشزری
0شانه ات ساحل طوفان زده ے شیدایے است موج موهاے من و دلبرے شانه ے عشق بے تو هر فصل دلم همهمه ے پاییز است با تو اما همه جا ریشه زند دانه ے عشق 🩷🖇
۳ ماه پیشزری
0تو همان عشقے و من شاعر دیوانه ے عشق نسرایم به جز از مستے پیمانه ے عشق آتش،انداخته هر چند به جانم ، چشمت سوزد از سردے این رابطه پروانه ے عشق خانه ام تڪیه به امنیت عهدت داده از همین امنیت آباد شده خانه ے عشق مثل سیمرغے و من زیر پر و بال تو، قاف راز این قله شود باور افسانه ے عشق
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سرو
0وای خدا اگه آریل بفهمه به یه نفر دوتا شخصیت داده و به یکی دل میده و از دومی متنفر قیافش اون لحظه دیدن داره